۱۳ نتیجه برای اکبری اسبق
فیروزه اکبری اسبق، افسانه خادمی،
دوره ۵۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۷۷ )
چکیده
این ناهنجاری دومین مورد گزارش شده در جهان می باشد. مورد گزارش شده در این مقاله یک رحم سپتوم دار، دوپلیکاسیون سرویکس و سپتوم واژن به نحو احسن با نظریه Muller قابل توجیه است. براساس این نظریه، این ناهنجاری در اثر اختلال اتصال قسمت پایین مجاری مولرین با وجود تکامل طبیعی رحم اتفاق افتاده است، اما طبق تقسیم بندی کلاسیک AFS رحم بعد از اتصال مجاری مولرین شکل می گیرد و اتصال از توبرکول مولرین آغاز شده و به سمت بالا پیش می رود (اتصال یک سویه مجاری مولرین از پایین به بالا). براساس نظریه کلاسیک AFS دوپلیکاسیون سرویکس به علت عدم اتصال در مجاری مولرین است و این مورد گزارش شده از نظر کلاسیک تبعیت نمی کند، زیرا در صورتی امکان پذیر است که اتصال فوقانی انجام پذیرد بدون اینکه اتصال در ناحیه تحتانی رخ داده باشد. در این بیمار آندومتریوز که در ناهنجاریهای مولرین شایعتر است نیز دیده شده است.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره ۵۶، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۷۷ )
چکیده
در این بررسی پرونده ۲۰۰ تن از خانمهایی که جهت درمان ناباروری از اوایل سال ۱۳۷۴ لغایت ۱۳۷۵ به بخش IVF بیمارستان میرزا کوچک خان مراجعه نموده اند بطور گذشته نگر مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج هیستروسالپنگوگرافی و لاپاراسکپی کلیه بیماران مقایسه گردید. هدف تعیین ارتباط بین تغییرات پولیپوئیدی و هیپرتروفی آندومتر در هیستروسالپنگوگرافی و آندومتریوز یافته شده در لاپاراسکپی است. از ۳۲ خانمی که آندومتر هیپرتروفیک و یا نقص در پرشدگی پولیپوئیدی داشته اند فقط ۳ مورد در لاپاراسکپی آندومتریوز نشان دادند و تشخیص آنها با آسیب شناسی مورد تایید قرار گرفت، در حالیکه در ۱۶۸ خانم که هیستروسالپنگوگرافی طبیعی داشتند، ۲۲ مورد آندومتریوز مشاهده گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت وجود هیپرتروفی یا تغییرات پولیپوئیدی آندومتر نمایانگر وجود آندومتریوز نیست، و بالعکس هیستروسالپنگوگرافی طبیعی وجود آندومتریوز را نفی نمی نماید.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره ۵۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۷۹ )
چکیده
سیترات کلومیفن داروی موثر، ارزان و کم عارضه ای برای درمان ناباروری است، اما در مواردی با مقادیر بالای آن نیز پاسخ درمانی دیده نمی شود. بمنظور بررسی اثرات دگزامتازون همراه با سیترات کلومیفن در بیمارانی که مبتلا به عدم تخمک گذاری مقاوم به سیترات کلومیفن بودند و DHEAS طبیعی داشتند، ۵۷ زن نابارور مقاوم به کلومیفن را مطالعه نمودیم. برای هر بیمار از روز ۳ تا ۷ قاعدگی روزانه ۱۰۰ میلیگرم سیترات کلومیفن و از روز ۳ تا ۱۲ قاعدگی دگزامتازون ۰,۵ میلیگرم شبانه تجویز گردید. سونوگرافی سریال انجام می گرفت و هنگامیکه قطر فولیکول ها به ۱۸-۱۷ میلی متر می رسید ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ واحد hCG تزریق می شد. تخمک گذاری در ۴۶ بیمار (۸۰.۷%) و حاملگی بالینی در ۱۷ مورد (۲۹.۳%) در ۹۲ سیکل درمانی بوقوع پیوست. هیچگونه عارضه جدی ناشی از تجویز سیترات کلومیفن دیده نشد. میانگین فولیکول های غالب بیش از ۱۶.۱ میلیمتر ۲.۴۲ و ضخامت آندومتر در ۳۵ مورد (۶۱.۴%) بیش از ۸ میلیمتر بود. باتوجه به ارزان و کم عارضه بودن ترکیب سیترات کلومیفن و دگزامتازون در بیماران مقاوم به کلومیفن با DHEAS طبیعی توصیه می گردد.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره ۵۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۰ )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی ارتباط بین تعداد فولیکولها و نسبت FSH/LH در فاز میدفولیکولار (روز هشتم سیکل) با پاسخ شدید تخمدانی در بیماران مبتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدانی (PCO) در بخش IVF بیمارستان میرزا کوچک خان که با گونادوتروپین ها تحریک تخمک گذاری شده بودند انجام گرفته است. ۵۴ بیمار مبتلا به سندرم PCO که سطح FSH و LH بازال طبیعی داشتند بطور آینده نگر تحت مطالعه قرار گرفتند. در ۲۲ بیمار بعلت پاسخ شدید تخمدانی HCG تزیق نشده و سیکل کنسل شد. به ۳۲ بیمار HCG تزیق شده و سیکل کامل گردید. در تمام بیماران روز هشتم سیکل نسبت FSH/LH سرم اندازه گیری و تعداد فولیکولهای تخمدان توسط سونوگرافی واژینال تعیین گردید. در این مطالعه نشان داده شد که در سیکل های کنسل شده میزان LH روز هشتم پایین و تعداد فولیکولها بیشتر بود و با افزایش هریک واحد نسبت FSH/LH خطر ابطال سیکل (Cancelling the cycle) دو برابر می شود و با افزایش هر یک عدد فولیکول ریسک کنسل شدن ۱/۲ برابر می شود. هنگام تحریک تخمک گذاری با گونادوتروپین ها در بیماران مبتلا به PCO دقت در استفاده از دوز مناسب دارو مورد توجه می باشد. استفاده از نسبت FSH/LH و تعداد فولیکولهای روز هشتم می تواند راهنمای خوبی در پیشگویی بیماران که مستعد به سندرم هیپراستیمولیشن OHSS) Ovarian Hyperstimulation Syndrome) هستند، باشد.
بهنوش وثاقی فراملکی، حمیدرضا صادقی پور رودسری، ناصر سلسبیلی، فیروزه اکبری اسبق، شهره جلایی،
دوره ۶۳، شماره ۱۰ - ( ۱-۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثر کشت همرفت (Co-culture) سلول های گرانولوزا بر تسهیم سلولی جنین های انسانی در محیط های مایع فولیکولی و Ham's F۱۰ و مقایسه آن با رشد جنین در محیط کشت ۳S بود.
مواد و روشها: بدین منظور در یک مطالعه تجربی، از میان مراجعین به بخش IVF بیمارستان میرزاکوچک خان تهران ۲۷ نفر بطور تصادفی انتخاب شدند. پس از تحریک تخمدانی با روش بلند مدت، تخمک های بیماران با استفاده از اولتراسوند واژینال جمع آوری و به روش تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (Intracytoplasmic Sperm Injection ICSI) بارور گردیدند. سپس رشد آنها در محیط های کشت مایع فولیکولی و Ham's F۱۰ ساده و حاوی سلول های گرانولوزا مورد مطالعه قرار گرفت و با محیط سرم ساختنی جایگزین (۳S) مقایسه شد (در مجموع ۵ محیط).
یافته ها: بر طبق نتایج این تحقیق بیشترین فراوانی جنین های ۸ سلولی در محیط همرفت (Co-culture) مایع فولیکولی با سلول های گرانولوزا، و بیشترین جنین های ۲ سلولی در محیط همرفت Ham's F۱۰ با سلول های گرانولوزا دیده شد. کمترین فراوانی عدم تقسیم در محیط ۳S وجود داشت و کمترین جنین های ۸ سلولی در محیط مایع فولیکولی ساده (فاقد سلول های گرانولوزا) مشاهده گردید. از نظر از هم پاشیدگی (Fragmentation) سیتوپلاسمی، محیط مایع فولیکولی همراه با سلول های گرانولوزا و ۳S کمترین از هم پاشیدگی را داشت. ولی در محیط های Ham's F۱۰ به تنهائی و یا همراه با سلول های گرانولوزا بیشترین میزان از هم پاشیدگی سیتوپلاسمی مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور کلی نتایج این تحقیق نشان داد کشت همرفت تخمک های بارور شده در مایع فولیکولی همراه با سلول های گرانولوزا سبب افزایش تعداد سلول های جنین با کمترین فراگمانتاسیون سیتوپلاسمی می شود.
فرحناک اسدی، پروین اکبری اسبق، نیلوفر حاجی زاده،
دوره ۶۴، شماره ۱۰ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده
میکروآلبومینوری همراه با افزایش خطر مشکلات قلبی- عروقی در بیماران دچار پرفشاری خون است ولیکن مطالعهای بطور اختصاصی اثرات کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ (LVH) در کودکان دچار پرفشاری خون را مورد بررسی قرار نداده است.
روش بررسی: این مطالعه : ۵۵ بیمار ۱۱ تا ۱۹ ساله دچار پرفشاری خون اولیه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران بطور همزمان با داروهای هیدروکلروتیازید و Angiotensin Converitng Enzyme Inhibitor (ACEI) درمان می شدند. پنج بیمار برای کنترل فشار خون مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین Angiotensin (ARB) Receptor Blocker دریافت میکردند. در ابتدا و ۱۲ ماه پس از درمان Left Ventricular Mass (LVMI) Index بوسیله اکوکاردیوگرافی و نیز نسبت میکروآلبومین به کراتی نین MA/Cr در ادرار بررسی شد. در صورت نسبت MA/Cr بیش از μg/mg۳۰ میکروآلبومینوری و g/m ۲,۷۶/۳۸LVMI> بعنوان هیپرتروفی بطن چپ در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج در این بررسی وزن، سطح بدن، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک همگی ارتباط مستقیم با LVMI داشتند ولی ارتباط میکروآلبومینوری، فشار خون سیستولیک و(BMI) Body Mass Index با LVMI بسیار واضح تر بود. در این بررسی میکروآلبومینوری قویترین عامل در پیگیری LVMI بود.
نتیجهگیری: نتایج میکروآلبومینورمی یک عامل مهم و قوی در پیش بینی LVH در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون بوده و کاهش میکروآلبومینوری موجب عدم بروز و یا بهبودی LVH در آنان میشود.
فاطمهالسادات نیری، نفیسه خردپیشه، مامک شریعت، پروین اکبری اسبق،
دوره ۶۷، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ زمینه و هدف: کودکان نارس و کموزن
در معرض خطر بیشتری برای اختلالات رشد هستند لذا انجام پایش رشد این کودکان ضروری
بهنظر میرسد. پایش رشد در این کودکان در قیاس با منحنیهای رشد نرمال صورت میگیرد.
روش بررسی: این مطالعه همگروهی در یک
درمانگاه پیگیری کودکان سالم انجام گردید و اطلاعات مورد نیاز (شاخصهای
آنتروپومتریک) جمعآوری تکمیل گردید. نوزادان در سه گروه Low Birth Weight
(LBW)، Very Low Birth Weight (VLBW)، Normal
Birth Weight (NBW) تقسیم شدند. تعداد ۴۰۶ نوزاد در سه دسته قرار گرفتند: ۳۰۳ نوزاد
در گروه کنترل، ۱۰۳ نوزاد در گروه LBW که ۲۰ نفر از آنها در مجموعه VLBW قرار داده
شدند. شاخصهای رشد (وزن، قد، دور سر) در پیگیریهای یک، دو، سه، چهار، شش، ۹ و ۱۲
ماهگی ارزیابی شد. در مرحله بعد اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست ۱۵ و تستهای
آماری تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: کودکان گروه کنترل
تقریبا همان الگوی رشد استاندارد که در کشور استفاده میشود را دارا میباشند. مقایسه
گروه LBW با گروه کنترل نشان داد که تا پایان سال اول اختلاف بسیار معنیداری
در وزن این کودکان وجود دارد. در حالیکه پایش رشد مستمر آنها وزنگیری مناسب در
هر مقطع و با سرعت مساوی بچههای نرمال را نشان میدهد. همین نکته در مورد قد و
دور سر نیز صادق است. گروه VLBW از نظر وزن بعد از شش ماهگی خود را به گروه LBW میرسانند اما
دور سر و قد آنها تا پایان سال هنوز تفاوت معنیداری با گروه LBW دارد.
نتیجهگیری: نوزادان ELBW و VLBW نیاز به منحنی
رشد جداگانهای برای پایش رشد دارند، اما استفاده از سن تصحیح شده برای
گروه LBW ممکن است مناسب باشد.
Normal
۰
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
حجت ا... جعفری فشارکی، فاطمهالسادات نیری، پروین اکبری اسبق، الهه امینی، مجتبی صداقت،
دوره ۷۰، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر بهطور عمده از ایبوپروفن برای بستن مجرای شریانی باز (PDA) استفاده میشود ولی، مطالعات اندکی در پیدا کردن دوزهای مؤثرتری از ایبوپروفن انجام شده است. به همین دلیل بر آن شدیم تا با انجام یک مطالعه مداخلهای با مقایسه دوز معمول ایبوپروفن با دوز جدیدی از آن، به دوز موثرتری دست پیدا کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی شاهددار تصادفی شده، ۶۰ نوزاد مبتلا به PDA تأیید شده با اکوکاردیوگرافی از طریق تصادفیسازی در دو گروه ۳۰ نفری تقسیم و بررسی شدند. به یک گروهmg/kg ۱۰ ایبوپروفن به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوز mg/kg۵ در دو روز متوالی و به گروه دیگر دوزmg/kg ۱۵ به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوزmg/kg ۵/۷ در دو روز متوالی تجویز گردید و میزان بسته شدن PDA و عوارض درمانی در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: ۳۰ نفر (۱۰۰ درصد) از نوزادان در گروه ۱۵ میلیگرم و ۲۳ نفر (۷/۷۶ درصد) در گروه ۱۰ میلیگرم دارای پاسخ درمانی بودند و نیاز به انجام مداخله جراحی پیدا ننمودند که اختلاف آماری معنیداری را بین دو گروه نشان میداد (۰۱۱/۰P=) و بیشترین پاسخ به درمان در دو گروه مورد بررسی بعد از ۲۴ ساعت از تجویز دوز اول دارو بود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز بالاتر ایبوپروفن اثربخشی موثرتری در درمان باز ماندن مجرای شریانی در نوزادان دارد و سبب کاهش معنیداری در میزان فراوانی موارد نیازمند جراحی میشود، ولی عوارض دارویی چندانی را در قیاس با دوز معمول این دارو ایجاد نمینماید.
ناصرالدین اکبری اسبق، پروین اکبری اسبق، زرینتاج کیهانیدوست، علیاشرف اقبالی،
دوره ۷۱، شماره ۵ - ( مردادماه ۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم QT طولانی بهصورت وجود فاصله QT طولانی در نوارقلب مشخص و افراد مبتلا در معرض خطر سنکوپ و مرگ ناگهانی هستند. نوعی از این سندرم همراه با کری مادرزادی است. هدف مطالعه بررسی QT طولانی در کودکان مبتلا به کری مادرزادی است.
روش بررسی: برای کلیه کودکانی که با مشکل شنوایی بهبخش شنواییسنجی بیمارستان مراجعه کردند، پرسشنامه تکمیل و از کلیه کودکانی که دچار کاهش شنوایی شدید و عمیق دوطرفه مادرزادی بودند نوارقلب گرفته و فاصله QT براساس فرمول بازت (Bazett's Formula) محاسبه شد.
یافتهها: تعداد مراجعهکنندگان ۲۱۹ نفر بودند. از ۲۳ نفر نوارقلب بهعمل آمد که سهنفر QT طولانیتر از ۴۴/۰ ثانیه داشتند. میانگین (SD) سنی آنها ۵±۱/۶ سال، میانگین (SD) وزن آنها ۳/۱۱±۱۸ کیلوگرم و میانگین (SD) فاصله QT ۰۲/۰±۴۸/۰ ثانیه بود.
نتیجهگیری: سندرم QT طولانی در مبتلایان به کری مادرزادی مشاهده میشود. بنابراین پیشنهاد میگردد در این افراد نوارقلب بهمنظور شناسایی و اقدامات پیشگیرانه انجام گیرد.
پروین اکبری اسبق، محمدرضا زرکش، فیروزه نیلی، فاطمه سادات نیری، اعظم توفیقی نعیم،
دوره ۷۳، شماره ۲ - ( اردیبهشت ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی در اکثر نوزادان ترم در روز اول زندگی بهصورت عملکردی بسته میشود و مجرای شریانی باز (Patent Ductus Arteriosus, PDA) بهصورت دایمی غیرطبیعی است. در ۶۰-۳۰% نوزادان با وزن بسیار کم این مجرا باز میماند. این مطالعه با هدف بررسی میزان اثربخشی تجویز پیشگیرانه استامینوفن در بستن مجرای شریانی نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی ۳۲ نوزادان نارس با سن بارداری ≥ ۳۲ هفته و وزن تولد ≥ gr ۱۵۰۰، بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان ولیعصر (عج) مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) شهر تهران از فروردین ماه تا اسفند ماه سال ۱۳۹۱ انجام گرفت. نوزادان بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول در ۲۴ ساعت اول تولد قطره استامینوفن شروع و بهمدت ۴۸ ساعت تجویزشد، ۳۶-۲۴ ساعت پس از آخرین دوز، و گروه دوم بدون مداخله در ۵-۴ روزگی اکوکاردیوگرافی شدند.
یافتهها: شانزده نفر در گروه دریافتکننده استامینوفن و ۱۶ نفر در گروه شاهد بودند. ۲۰ بیمار پسر و ۱۲ بیمار دختر بودند. از نظر مشخصات جمعیتی هر دو گروه همگن بودند. در گروه مورد در ۱۲ نفر مجرای شریانی بسته و در چهار نفر باز بود، در گروه شاهد در هشت نفر مجرای شریانی بسته و در هشت نفر باز بود (۲۷۳/۰=P). اثر استامینوفن بر باز یا بسته بودن مجرای شریانی بررسی گردید (۳۰/۰=P).
نتیجهگیری: بین دو گروه دریافتکننده استامینوفن و گروه شاهد موارد مجرای شریانی بسته معنادار نبود. هر چند اختلاف عددی مهم به نظر میرسد اما با توجه به حجم کم نمونه، نتوانستیم نشان دهیم که این اختلاف معنادار است. شاید در مطالعات گستردهتر بتوان اثربخشی استامینوفن را نشان داد.
غلامرضا پورمند، محسن آیتی، علی رازی، علیاکبر کرمی، رشید رمضانی، آیت احمدی، پروین اکبری اسبق، راحیل مشهدی، شادی پورمند،
دوره ۷۳، شماره ۵ - ( مرداد ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA)، بهترین مارکر برای تشخیص زودهنگام سرطان پروستات میباشد. از آنجاییکه سن و نژاد از جمله عوامل تأثیرگذار بر سطح PSA میباشند، تعیین محدوده مرجع وابسته به سن PSA در هر جامعه، برای افزایش میزان کارایی آزمون PSA ضروری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع نرمال TPSA (Total PSA) و FPSA (Free PSA) و تعیین محدوده مرجع مختص سن PSA در مردان ایرانی بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، ۱۰۲۰ مرد به ظاهر سالم با محدوده سنی ۵۰ تا ۷۹ سال که از مرداد ۱۳۹۰ تا اردیبهشت ۱۳۹۲ به بیمارستان شهید رجایی استان قزوین مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. بدینمنظور پس از جداسازی سرم از خون این افراد، سطح سرمی FPSA و TPSA با استفاده از کیتهای تجاری اندازهگیری و محدوده مرجع PSA در هر گروه سنی مشخص شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه ۵/۷±۰۳/۶۱ سال و سطح سرمی PSA (۹۵th percentile) در گروه سنی ۵۹-۵۰ سال، ng/ml ۶/۳-۰، در گروه سنی ۶۹-۶۰ سال، ng/ml ۷/۵-۰ و در گروه سنی ۷۹-۷۰ سال ng/ml ۸/۶-۰ تعیین شد. ارتباط سطح سرمی TPSA (۰۰۱/۰P<، ۲/۰ r=) و FPSA (۰۰۱/۰P<، ۲۲/۰ r=) با سن معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه، وجود ارتباط بین سطح PSA با سن را نشان داد. همچنین مشخص شد که محدوده مرجع مختص سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، با سایر نژادها متفاوت بوده و فقط مخصوص مردان ایرانی میباشد. بنابراین استفاده از محدوده مرجع ویژه برای سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، میتواند با کاهش روشهای تشخیصی غیرضروری و تشخیص زودهنگام سرطان پروستات، حساسیت و دقت تست PSA را در مردان ایرانی افزایش دهد.
آتوسا باقری بهزاد، برزین باقری بهزاد، حسن نیرومند، مهبد ابراهیمی، غلامرضا پورمند، فیروزه اکبری اسبق،
دوره ۷۳، شماره ۹ - ( آذر ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری بهصورت عدم وقوع حاملگی بهدنبال یکسال نزدیکی جنسی محافظتنشده تعریف میشود. واریکوسل شایعترین علت ناباروری قابل اصلاح با جراحی در مردان میباشد. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور بود.
روش بررسی: مطالعه کنونی بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در ۹۶ نفر از مردان نابارور مراجعهکننده به بیمارستان جامع زنان محب یاس شهر تهران از ابتدای مهر ۱۳۹۳ تا پایان شهریور ۱۳۹۴ انجام گرفت. معیار ورود شامل واریکوسلکتومی برای واریکوسل ایدیوپاتیک و یکطرفه بود. حساسیت به ترکیب دارویی معیار خروج از مطالعه بود. این افراد به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با هورمون نوترکیب محرک فولیکول (Recombinant follicular Stimulating Hormone, rFSH) قرار گرفت و گروه دوم دارونما (سرم نمکی) دریافت کردند. پس از سه ماه میزان بهبود پارامترهای مختلف مایع منی شامل تحرک، مورفولوژی، تعداد اسپرم و نیز میزان عوارض درمانی در دو گروه بررسی و مقایسه شد.
یافتهها: ۹۶ بیمار در دو گروه ۴۸ نفری وارد مطالعه شدند. میزان بهبودی در مورفولوژی و نیز تحرک اسپرمها در گروه دارو بهمیزان معناداری بیش از گروه دارونما بود (۰۰۰۱/۰P=)؛ اما میزان تغییر در تعداد اسپرمها پس از درمان در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (۴۹۵/۰P=).
نتیجهگیری: در مجموع بر اساس نتایج بهدستآمده در این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر بهبود پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور نسبت به گروه کنترل مؤثرتر است و تأثیر عمده آن بر مورفولوژی و تحرک اسپرمها میباشد.
پروین اکبری اسبق، علی زمانی، سید رضا رئیس کرمی، محمدمهدی زهرابی، یاسمین محمدزاده،
دوره ۷۴، شماره ۵ - ( مرداد ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: استئومیلیت حاد یکی از اورژانسهای طب اطفال میباشد که تأخیر در تشخیص و درمان مناسب میتواند منجر به عواقب ناگواری برای بیمار شود. از آنجایی که توجه به نکات تشخیصی و درمانی پرونده بیماران بستری شده میتواند سبب جلوگیری از اشتباهات تشخیصی و درمانهای نادرست شود، بنابراین پژوهش کنونی با هدف بررسی مشخصات بالینی و آزمایشگاهی و پاسخ به درمان در کودکان مبتلا به استئومیلیت حاد انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی گذشتهنگر، ۵۴ بیمار ۱۵ روزه تا ۱۵ ساله که طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۸ با تشخیص استئومیلیت حاد در بخش کودکان بیمارستان امام خمینی (ره) بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران با کمبود دادههای پرونده از مطالعه خارج شده و در مجموع ۵۴ کودک وارد این مطالعه شدند. پرسشنامهای شامل نشانههای بالینی، یافتههای پاراکلینیک و پاسخ به درمان توسط مجری طرح از پرونده بیماران تکمیل گردید.
یافتهها: بهطور کلی ۳۵ نفر از کودکان پسر و ۱۹ نفر دختر بودند. در این پژوهش شایعترین علامت درد و شایعترین نشانه تورم بود که بهترتیب در ۲۵ و ۴۸ نفر دیده شد. مقایسه فراوانی تب در میان دو گروه سنی کمتر از دو سال و ۱۵-۲ سال نشاندهنده اختلاف آماری معنادار بین آنها بود (۳/%۱۴ در مقابل ۸/۸۴%) (۰۰۱/۰P=). شایعترین ارگانیسم جدا شده استافیلوکوک اورئوس (۵/%۷۳) بود. متوسط طول مدت درمان با آنتیبیوتیک داخل وریدی ۱/۲۸ روز بود.
نتیجهگیری: بیش از نیمی از کودکان مبتلا به استئومیلیت حاد به درمان با آنتیبیوتیک پاسخ نداده و نیاز به عمل جراحی پیدا کردند.