۴۴ نتیجه برای طبایی
سیدعلی فخرطباطبایی، محمد شیرانی،
دوره ۵۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۷۵ )
چکیده
سندرم جراحی ناموفق کمری (FBSS) از معضلات پزشکی است که ادامه درد بعد از عمل، موجب ناراحتی بیمار و پزشک معالج می گردد. این علامت بالینی بدنبال عمل جراحی کمری توسط درد مداوم در ناحیه کمر و اندا مهای تحتانی مشخص می گردد. شناخت عوامل ایجاد کننده آن و پیشگیری از آنها بهترین راه غلبه بر این سندرم است. در فاصله سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ از ۱۱۴ بیمار عمل شده در مجتمع بیمارستانی امام خمینی ۴۳ مورد دارای FBSS بودند. نظر به اینکه درمان طبی در حالت استراحت پاسخ مناسب ایجاد نکرد، ۲۳ مورد به درمان محافظه کارانه (Conservative) و روان درمانی پاسخ دادند و بقیه با بررسی رادیولوژیک تحت درمان مجدد جراحی قرار گرفتند. براساس این مطالعه، می توان چنین بیمارانی را در ۵ گروه "۵mis" قرارداد تا بتوان این معضل را بصورت اتیولوژیک برطرف کرد.
پرویز طباطبایی،
دوره ۵۷، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۷۸ )
چکیده
از سال ۶۵ تا پایان سال ۷۶، یکصد و سه مورد لیشمانیوز احشایی (کالا آزار) را بررسی کردیم. هدف های مطالعه: الف) مقایسه نتایج بین دو روش آزمایش ایمونوفلوئورسانس و پونکسیون مغز استخوان بود که برای تمام بیماران انجام شده است. در نهایت متوجه شدیم که ۸۶ بیمار (۸۴ درصد) آزمایش ایمونوفلوئورسانس مثبت داشته، از این تعداد ۳۴ بیمار پونکسیون مغز استخوان منفی بوده است (۷۹ درصد). در صورتی که پونکسیون مغز استخوان ۵۹ بیمار (۵۷ درصد) مثبت بوده است از این تعداد نیز ۵۲ مورد آزمایش ایمونوفلوئورسانس مثبت بوده است (P<۰,۰۰۱). ب) هدف بعدی، مقایسه درمان پانزده روزه با درمان بیست و یک روزه با گلوکانتیم بوده، که دریافتیم تفاوت آماری از نظر عود و مرگ و میر بین این دو روش درمانی وجود ندارد.
عبدالرضا شیخ رضایی، سیدعلی فخر طباطبایی، علیرضا خوشنویسان، حسن مرزبان، مهدی نیکبخت، محمد بربرستانی، فهیمه اسدی آملی،
دوره ۵۹، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۸۰ )
چکیده
تحقیقات مختلفی در مورد پیدایش فیبروز اپیدورال متعاقب اعمال جراحی و دستکاری های ستون فقرات صورت گرفته است. در این مطالعه سعی شده با استفاده از دو ماده که به عنوان سد فیزیکی عمل می کنند میزان فیبروز ایجاد شده را بررسی نماییم. به این منظور دو گروه موشهای صحرایی (Rat) مورد آزمایش قرار گرفته اند. در هر گروه دو فضای غیرمجاور لامینکتومی شد که یک فضا به عنوان کنترل و فضای دیگر در گروه اول سلیکون و در گروه دوم تفلون گذاشته شد. پس از شش هفته محل مورد آزمایش از دو نقطه نظر تغییرات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک مورد ارزیابی قرار گرفت. مطالعه آماری نشان داد که با بکار بردن سیلیکون، اسکار بین عضلانی، اسکار عمقی و نیز چسبندگی دورا کم می شوند. همچنین در بررسی میکروسکوپی دانسیته الیاف کلاژن در فضای اپیدورال، کاهش تراکم این فیبرها نسبت به فضای کنترل نشان داده شد. در مورد تفلون نیز کاهش معنی دار در میزان چسبندگی دورا وجود داشت ولی در مورد اسکار عضلانی و اسکار عمقی این کاهش معنی دار نبود. در بررسی هیستولوژیک این گروه کاهش تراکم الیاف کلاژن در فضای اپیدورال مشاهده شد.
سیدمجتبی میری، چنگیز حیدرزاده، سیدعلی فخرطباطبایی، حسین قناعتی،
دوره ۶۲، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده
مقدمه: باتوجه به شیوع خونریزی های زیرعنکبوتیه و بروز آنوریسم های مغزی و تاثیر عوامل و فاکتورهای نژادی، جغرافیای و محیطی بر آن، این مطالعه جهت تعیین فراوانی یافته های آنژیوگرافی در بیماران با آنوریسم مغزی انجام شد.
مواد و روش ها: ۱۳۶ بیمار با آنوریسم مغزی طی سال های ۷۹-۱۳۷۴ که دچار خونریزی زیرعنکبوتیه شده و تحت آنژیوگرافی عروق مغزی قرار گرفته بودند تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها، نتیجه گیری و توصیه ها: ۵۸% بیماران مرد و ۴۲% آنها زن و میانگین سنی بیماران ۴۶ سال بود. ۸۹% آنوریسم ها در سیرکولاسیون قدامی و ۱۱% در سیرکولاسیون خلفی مغز بود. شایعترین محل آنوریسم در هر دو جنس شریان رابط قدامی بود. ۹,۶% بیماران دو آنوریسم و ۵.۵% آنوریسم های ساکولر کشف شده ژانت بودند. ۳% بیماران دارای آنوریسم فوزیفرم بودند. پایین تر بودن میانگین سنی بیماران، شیوع بیشتر در آقایان و پراکندگی بیشتر آنوریسم ها در بیفورکاسیون شریان های کاروتید و مغزی میانی و در شاخه های انتهایی شریان های مغزی قدامی و شیوع بیشتر آنوریسم رابط قدامی در خانم ها، تفاوت های این بررسی را با سایر آمارها نشان داد.
احمدرضا درستی، مینا طباطبایی،
دوره ۶۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: افزایش شیوع چاقی در کودکان و بزرگسالان در سالهای اخیر تنها به علت تغییرات ژنتیکی نبوده و عوامل رفتاری و محیطی مختلفی این افزایش را موجب شده اند. تغییر در الگوهای غذایی و دریافت غذاهای با انرژی و چربی زیاد که در گذشته کمتر مصرف میشدند از جمله عواملی بودهاند که در این افزایش سهم عمدهای داشته اند. در این راستا، مطالعهای به منظور تعیین ارتباط عوامل غذایی (دریافت روزانه انرژی و درشت مغذیها، درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها؛ انرژی و درشت مغذیهای دریافتی به ازاء کیلوگرم وزن بدن، دفعات مصرف نوشابه؛ آبمیوه طبیعی؛ لبنیات بجز پنیر؛ تنقلات (شامل چیپس و پفک و شکلات)؛ غذای آماده و سرعت غذا خوردن) با چاقی در دانشآموزان دبستانی شهر اهواز انجام شد.
مواد و روشها: در یک نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای در سطح دبستانهای شهر اهواز در سال تحصیلی ۸۲-۱۳۸۱، کلیه دانشآموزان ۱۰ و ۱۱ سالهای که در مقایسه با مرجع ایرانی حسینی و همکاران (۱۹۹۹) دارای BMI بزرگتر یا مساوی صدک ۹۵ بودند (۱۵۰ نفر) به عنوان گروه مورد و همین تعداد دانشآموز هم سن و هم جنس غیر چاق (BMI کوچکتر از صدک ۸۵ همان مرجع) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پرسشنامه ۲۴ ساعت یادآمد خورال جهت تعیین دریافت انرژی و درشت مغذیها و پرسشنامه بسامد خوراک برای مشخص نمودن دفعات مصرف نوشابه، آبمیوه طبیعی، لبنیات بجز پنیر، تنقلات (شامل چیپس، پفک و شکلات) و غذای آماده در ماه به کار رفت و سرعت غذا خوردن دانشآموز از مادر وی پرسیده شد.
یافته ها: نتایج این بررسی حاکی از دریافت بیشتر انرژی، پروتئین و کربوهیدرات در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود (۰۵/۰>p)؛ در حالیکه چربی روزانه دریافتی و درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری نشان نداد (۰۵/۰p). در بین اقلام غذایی مورد پرسش، مصرف چیپس در گروه مورد به طور معنیداری بیش از گروه شاهد بود (۰۵/۰>p) و مصرف پفک تفاوت آماری در مرز معنیداری بین دو گروه داشت (۰۵۳/۰=p). از نظر سایر مواد غذایی تفاوت آماری معنیداری بین دانشآموزان چاق و غیر چاق دیده نشد(۰۵/۰p).
نتیجه گیری و توصیه ها:دریافت بالای انرژی، پروتئین و کربوهیدرات همچنین چیپس و پفک و سرعت بالای غذا خوردن عوامل غذایی مرتبط با چاقی در دانشآموزان ۱۰ و ۱۱ ساله شهر اهواز بودند.
ثمیله نوربخش، سیداحمد سیادتی، شهناز ریماز، ستاره ممیشی، تقی حقیآشتیانی، آذردخت طباطبایی،
دوره ۶۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: مننژیت باکتریال در کودکان ۲ ماه تا ۱۲ سال اغلب ناشی از ۳ ارگانیسم استرپتوکک پنومونیه و هموفیلوس آنفلونزا ونیسریا مننژیتیدیس است. E-Test یک روش نسبتاً جدید برایتعیین MIX بعضی از داروهای ضدمیکروبی در محیط آگار میباشد. این روش برای بعضیارگانیسمها مثل: استرپتوکک پنومونیه، هموفیلوس آنفلونزا، نیسریاگونوره، استرپتوککهای حساسبه شرایط و بیهوازیها،گرم منفیهای هوازی مفید است.
مواد و روشها: در ۵۷ بیمار با تشخیص مننژیت چرکی کشت مثبت از خون مایع نخاع و یا سایر نواحی استریل جداشد. بعد از انجام آزمایشات باکتریولوژیک مناسب وآنتیبیوگرام حساسیت آنتیبیوتیکی هر ارگانیسم با روش E-Test مشخص گردید.
یافته ها: دو نوع هموفیلوس جدا شده به آمپیسیلین ویا کلرامفنیکل حساس و هر دو به سفتریاکسون حساس بودند استرپتوکک گروه ب حساس به پنیسیلین و آمپیسیلین بود و Strep.nonAnonBnon: ( Cotrimoxazol>۳۲mic/ml /PNC >۲۵۶mic/ml/ Vanco>۲۵۶mic/ml) Strep.D:(Cotrimoxazol>۰,۰۶۲mg/ml/ /PNC >۰.۰۱۶mic/ml/Imipenem>۰.۰۳۲mic/ml) Strep Pneumonia: به جز ۳ مورد ذیل بقیه حساس بودند. Cotrimoxazol>۲ic/ml /PNC = ۰.۰۱mic/ml/Vanco>۰.۱۲۵mic/ m Vanco>۰. ۲۵mic/ ml/.Cotrimoxazol>۲ic/ml / PNC =۰.۰۱mg/ml Vanco>۰.۱۲۵mic/ ml / Cotrimoxazol>۲mic/ml /MIC-PNC >۰.۰۱۶mic/ml تمامی ۳ مننگوکک جدا شده حساس به پنی سیلین و کلرامفنیکل وسفتریاکسون و وانکومایسین بودند. اما E coli مقاوم به تمام داروها مانند سفوتاکسیم وسیپرو داشت (CIPRO>۳۲mic/ml)Pseudomona Aerogenosa:(Ceftriaxon>۲۵۶mic/ml/ /Genta>۰.۰۳۸mg/ml)-(Imipenem>۳۲mic/ml(کلبسیلا فقط حساس به Cipro-Staph .Aureous: فقط حساس به ClindaCiproChlora و مقاوم به CeftPNCand Cotri
نتیجه گیری و توصیه ها: بنابراین مننگوکک وهموفیلوس و استرپتوکک پنومونیه جدا شده غالبا به تمامی داروها حساس بودند. فقط تعداد معدودی مقاوم به آمپیسیلین اما به کلرامفنیکل حساس بودند و بالعکس. با توجه به مقاومت تعداد محدود پنوموکک به پنیسیلین که از نوع بینابینی ( MIC:۰,۱-۱mic/ml) بوده وبا افزایش دوز دارو میتوان درمان نمود. سایر موارد پنوموکک هم به تمام داروها حساس بوده ا ست. بنابراین استفاده از آمپیسیلین و کلرامفنیکل داروی انتخابی در درمان تجربی مننژیت های باکتریال بعد از دوران نوزادی است.
امیر فرهنگ زند پارسا، حمیرا جعفری، غلامحسین طباطبایی،
دوره ۶۵، شماره ۶ - ( ۶-۱۳۸۶ )
چکیده
بیماریهای عروقی کرونر از شایعترین علل مرگ در جهان میباشند. با توجه به شیوع بالاتر سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST نسبت به سندرم کرونری حاد با بالا رفتن قطعه ST و ظهور هپارین با وزن مولکولی پایین (L.MWH) Low Molecular Weight Heparin که موفقیتی بزرگ در عالم پزشکی محسوب میگردد در این مطالعه به مقایسه اثر انوکساپارین و هپارین غیرفراکشنه Unfractionated Heparin (UFH) در بیماران سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST پرداخته شده است.
روشبررسی: ۲۰۰ بیمار شامل ۱۰۰ بیمار در گروه هپارین و ۱۰۰ بیمار در گروه انوکساپارین انتخاب گردیدند. گروه هپارین تحت درمان با UFH، ابتدا دوز بولوس ۵۰۰۰ واحد، سپس ۱۰۰۰واحد در ساعت به صورت وریدی برای حداقل ۷۲ ساعت و گروه انوکساپارین تحت درمان با mg/kg۱ انوکساپارین هر ۱۲ ساعت در روز به صورت زیر جلدی برای حداقل ۷۲ ساعت قرار گرفتند. سپس بیماران از نظر میزان مرگ و میر کلی، انفارکتوس میوکارد، آنژین صدری تکرار شونده، نیاز به اقدامات تهاجمی و میزان خونریزی مورد پیگیری و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: میزان فراوانی آنژین صدری تکرار شونده، مرگ و میر کلی و نیاز به اقدامات تهاجمی در طول مدت بستری در بیمارستان در گروه دریافتکننده انوکساپارین به طور معنیداری نسبت به گروه دریافتکننده هپارین کمتر بود (به ترتیب ۰۰۲/۰p= و ۰۳۵/۰p= و ۰۱/۰p=) اما از نظر میزان فراوانی خونریزی و میزان فراوانی انفارکتوس میوکارد در بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد (به ترتیب ۱p= و ۱p=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که انوکساپارین با توجه به اثرات چشمگیری که در پیشگیری از عوارض در بیماران سندرم کرونری حاد بدون بالا رفتن قطعه ST دارد میتواند به عنوان- داروی جایگزین هپارین مطرح گردد.
مهدی زینلیزاد، هوشنگ صابری، سید علی فخر طباطبایی، علی طیبی میبدی، زهره حبیبی،
دوره ۶۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: هیپومنیزمی بهطور شایع در بیماران مبتلا به خونریزی زیر عنکبوتیه (SAH) آنوریسمال که در بیمارستان بستری میشوند رخ میدهد و با پیآمد بد همراهی دارد. در این مطالعه شیوع و توزیع زمانی هیپومنیزمی بعد از SAH آنوریسمال و ارتباط آن را با شدت SAH، ایسکمی تأخیری مغزی Delayed Cerebral Ischemia (DCI) و پیآمد نورولوژیک بیماران بعد از سه ماه بررسی نمودیم.
روش بررسی: منیزیم سرم در ۶۰ بیماری که در طی ۷۲ ساعت اول بعد از SAH آنوریسمال در بیمارستان بستری شده بودند اندازهگیری شد. بیماران بهمدت سه هفته یا تا زمان ترخیص از بیمارستان تحت پایش دقیق قرار گرفتند و دادهها با آزمون دقیق فیشر Fisher's exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در هنگام بستری هیپومنیزمی (mg/dL ۹/۰Mg<) در ۲۲% بیماران وجود داشت که با وقوع DCI بیشتر همراهی داشت. (۰۲۸/۰p=) در حالیکه در روزهای ۷-۴ و هفته دوم بعد از وقوع SAH شیوع هیپومنیزمی بهترتیب ۱۷% و ۲۲% بود که هر دو با پیآمد بالینی سه ماهه نامطلوب ارتباط معنیدار داشتند (۰۳۸/۰p=، ۰۱۸/۰p=) اما هیپومنیزمی در ۷۲ ساعت اول با پیآمد بالینی سه ماهه ارتباط معنیداری نداشت (۷۵۸/۰p=).
نتیجهگیری: هیپومنیزمی بعد از SAH آنوریسمال رخ داده و سطح سرمی پایین منیزیم در هنگام بستری میتواند پیشگوییکننده وقوع DCI باشد در حالیکه هیپومنیزمی در روزهای ۷-۴ و هفته دوم پس از حادثه، پیشگوییکننده پیآمد بالینی بد بعد از سه ماه است.
محمدعلی بشارت، پریسا پورنگ، علی صادق پورطبایی، سعید پورنقاش تهرانی،
دوره ۶۶، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: در این پـژوهش رابـطه سبکهای مقابـله با استرس و سطوح سازش روانشناختی با رونـد بهبود بیماران قلبی- عروقی مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه سبکهای مقابله با استرس شامل سبکهای مقابله مسأله محور، هیجان محور مثبت و هیجان محور منفی و سطوح سازش روانشناختی شامل بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی با روند بهبود بیماران قلبی- عروقی بود.
روش بررسی: انتخاب نمونه در مرحله نخست به روش در دسترس با نود آزمودنی از بین بیماران واجد شرایط مرکز قلب شهید رجایی تهران آغاز شد و با ۴۶ آزمودنی (۲۷ مرد، ۱۸ زن) در مرحله پیگیری ادامه یافت. در مرحله نخست، یک تا دو هفته قبل از عمل جراحی، از آزمودنیها خواسته شد مقیاس سبکهای مقابله تهران و مقیاس سلامت روانی را تکمیل کنند. در مرحله دوم، سه تا چهار ماه بعد از عمل جراحی، پرسشنامه روند بهبود از طریق پرونده پزشکی بیمار و معاینات بالینی توسط متخصص قلب تکمیل شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین سبکهای مقابله مسأله محور و هیجان محور مثبت و روند بهبود رابطه معنیدار وجود ندارد. سبک مقابله هیجان محور منفی با بهبودی عینی نیز همبستگی معنیدار نداشت، اما با بهبودی ادراک شده همبستگی مثبت معنیدار داشت (۰۵/۰
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که سبک مقابله هیجان محور منفی میتواند احساس بهبودی را در مبتلایان به بیماری قلبی- عروقی تقویت کند. نتایج و پیامدهای پژوهش، مخصوصاً دلایل احتمالی رابطه سبک مقابله هیجان محور منفی با بهبودی ادراک شده، در این مقاله تشریح و تبیین خواهند شد.
هومان هاشمیان، پرویز طباطبایی، سید احمد سیادتی، نعمتالله عطایی،
دوره ۶۶، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری از علل اصلی اسکار کلیه محسوب میشود که خود عوارضی جدی همچون هیپرتانسیون یا نارسایی مزمن کلیه را در پی دارد. این مطالعه برای تبیین تاثیر درگیری پارانشیم کلیه طی عفونت ادراریاولیه (بر مبنای اسکن DMSA فاز حاد) و ریفلاکس وزیکواورترال (بر مبنای VCUG/RNC) در بروز اسکارکلیوی (بر مبنای اسکن DMSA تأخیری) انجام شده است.
روش بررسی: تعداد ۱۰۳ کودک بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان مبتلا به اولین نوبت عفونت دستگاه ادراری مورد مطالعه قرار گرفتند. سن، وزن، نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC آنها ثبت شد. ۶-۴ ماه بعد، از هر بیمار یک اسکن DMSA تأخیری بهعمل آمد. سپس نتایج اسکن DMSA حاد و تأخیری بهتفکیک نتایج VCUG/RNC مقایسه گردید.
یافتهها: در جمعیت مورد مطالعه ما (۱۰۳ کودک مبتلا به عفونت ادراری)، میانگینسنی ۷/۲۷±۲/۲۷ ماه بوده و ۱۶ نفر (۵/۱۵%) پسر و ۸۷ نفر (۵/۸۴%) دختر بودند. در موارد دچار ریفلاکس وزیکواورترال و فقدان آن، فراوانی ضایعات پایدار یا همان اسکار در کلیههای دچار پیلونفریت خفیف (۶/۲۸% و ۷/۸%) و متوسط (۳/۳۳% و ۲/۱۸%) فرق معنیداری نداشت ولی در پیلونفریت شدید (۶/۸۴% و ۱/۲۳%) در صورت وجود ریفلاکس واضحاً بالاتر بود (۰۰۵/۰=p). همچنین فراوانی بروز اسکار در کلیههای دچار ریفلاکس با تشدید پیلونفریت (طبیعی، خفیف، متوسط، و شدید) افزایش معنیداری نشان داد (۳/۸%، ۶/۲۸%، ۳/۳۳%، ۶/۸۴%، ۰۰۱/۰=p) ولی در گروه فاقد ریفلاکس چنین نبود (صفر، ۳/۱۰%، ۲/۱۸%، ۱ /۲۳%، ۰۶۲/۰=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که نه تنها بروز اسکار در موارد پیلونفریت شدید دارای ریفلاکس بالاست بلکه میتوان بر اساس نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC، حدود خطر احتمال ابتلا به اسکار کلیوی را تخمین زد.
ثمیله نوربخش، آذردخت طباطبایی، منصور پرورش، حسن تنکابنی،
دوره ۶۶، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه و هدف: در سالهای اخیر مواردی از فعال شدن
مجدد سایتومگالو ویروس در بیماران بدحال بدون سابقه نقص ایمنی گزارش شده است. هدف
اصلی تعیین فراوانی عفونت CMV
(به روش PCR) در مایع نخاع مبتلا به مننگوآنسفالیت بستری در بخشهای کودکان بود.
روش بررسی: مطالعه
مقطعی، روش نمونهگیری آسان در طی دو سال بود. ۱۳۲ بیمار مننگوآنسفالیت بستری در بخشهای کودکان رسول
اکرم و مفید انتخاب شدند. جستجوی دیانای سایتومگالو ویروس با روش PCR کیفی در مایع نخاع انجام شد.
یافتهها: سن
بیماران: پنج ماه تا ۱۳ سال، میانه سنی دو سال انحرافمعیار ±۷/۳ سال بود. (۹/۶۵%)۸۷
پسر، (۱/۳۴%)۴۵ دختر. تشنج ۴/۹۴%(۷۷ نفر)، ۴/۷۰%(۷۶ نفر)، مننژیت ۸/۱۸%(۲۵ نفر)، کاهش
سطح هوشیاری ۳۷%(۴۷ نفر)، ضایعات عصبی ۹/۱۵% از مایع نخاع ۱۱ بیمار دیانای
استخراج گردید. دو مورد مایکو پلاسما، از ۹ موردDNA-CMV در ۵/۱%(۱۳۲/۲ نفر) و DNA-HSV در ۳/۵%(۱۳۲/۷ نفر) کودکان
مثبت بود. شیرخوار پنج ماهه با اختلال
تکاملی، میکروسفالی، تشنجهای مکرر، دختر یک ساله با آتروفی مغزی، هیدروسفالی
پیشرونده و شانت مغزی
نتیجهگیری:
افتراق مننگوآنسفالیت ناشی از هرپس ویروسها از سایر آنسفالوپاتیها بر اساس علایم
بالینی مشکل است. سایتومگالو ویروس با ۵/۱% از هرپس سیمپلکس تیپ یک با ۳/۵% شیوع
کمتری دارد. چون سایر هرپس ویروسها (مانند واریسلا و هرپس انسانی تیپ دو، هرپس
زوستر، ابشتاین ویروس، هرپس ۶ و۷ و۸) در مننگوآنسفالیتهای کودکان نقش دارند استفاده
از روش جدید سریع، حساس و مطمئن PCR
مولتی پلکس تکلولهای توصیه میشود. تشخیص سریع و درمان زودرس
برای کاهش مرگ و میر در مننگوآنسفالیت لازم است.
حمید بهتاش، ابراهیم عامری، بهرام مبینی، فرزاد امیدی کاشانی، سید محمود طباطبایی،
دوره ۶۶، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۸۷ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه
و هدف: درمان اسپوندیلولیستزی دژنراتیو بسیار مورد بحث است. در
حال حاضر، برای بیمارانی که به درمان طبی پاسخ مناسب نمیدهند روشهای جراحی
متعددی وجود دارد. هدف از انجام این بررسی، ارزیابی نتایج درمان مبتلایان به
اسپوندیلولیستزی دژنراتیو به روش جراحی رفع فشار، وسیلهگذاری و جوشدهی خلفی
جانبی میباشد.
روش
بررسی: این بررسی بهصورت مطالعه قبل و بعد روی ۲۳ بیمار
مبتلا به اسپوندیلولیستزی دژنراتیو که برای اولین بار تحت جراحی قرار میگرفتند
انجام شد. همه این بیماران تحت جراحی رفع فشار، وسیلهگذاری و جوشدهی خلفی جانبی قرار
گرفته و بهطور متوسط بهمدت ۲۹ ماه (۱۳ تا ۷۳ ماه) پیگیری شدند. برای بررسی
نتایج بالینی از شاخص ناتوانی اوسستری، ظرفیت عملکردی هندرسون، میزان پایداری
علایم پا، کمر یا لنگش استفاده شده است.
یافتهها: متوسط شاخص ناتوانی اوسستری که قبل از عمل ۲/۷۲% (۵۰ تا
۸۸%) بود، در آخرین مراجعه بیماران به ۴/۱۴% (صفر تا ۵۴%) رسید. نتایج ظرفیت
عملکردی هندرسون در آخرین مراجعه بیماران، شامل ۱۴ مورد (۹/۶۰%) عالی، هفت مورد
(۴/۳۰%) خوب و در دو مورد (۷/۸%) متوسط بوده است. میزان کاهش شاخص ناتوانی اوسستری
بعد از عمل نسبت به قبل از عمل و نیز ظرفیت عملکردی هندرسون، ارتباط قابلتوجهی با
میزان سابقه درد پا و لنگش در بیماران داشته است (۰۵/۰p<).
همچنین، نتایج بالینی پس از جراحی تحتتأثیر مشخصات رادیولوژیک اسپوندیلولیستزی
قبلاز عمل نبوده است.
نتیجهگیری: جراحی رفع فشار، وسیلهگذاری و جوشدهی خلفی جانبی، روشی
مؤثر و کم خطر در درمان بیماران با اسپوندیلولیستزی دژنراتیو ستون فقرات کمری است.
ثمیله نوربخش، مهدی شکرابی، زهره کلباسی، آذردخت طباطبایی، حسن تنکابنی، لادن افشار خاص، محمد وفایی شاهی،
دوره ۶۸، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت مایکوپلاسمایی در کودکان شایع بوده و شناخت
علایم عصبی ناشیاز آن ازنظر شروع درمان سریع اهمیت ویژهای دارد. هدف
مطالعه مقایسه میزان آنتیبادی
اختصاصی مایکوپلاسما پنومونیه در مایع مغزی نخاعی کودکان تبدار با درگیری حاد
سیستم عصبی مرکزی (مننگوآنسفالیت، گیلن باره، میلیت عرضی، آتاکسی) با کودکان بدون
علایمعصبی بود.
روش بررسی: در یک بررسی مقطعی- مورد شاهدی (۸۸-۱۳۸۶) در بخش کودکان
بیمارستانهای رسولاکرم و مفید تهران با روش الیزا، IgG اختصاصی مایکوپلاسما
پنومونیه در مایع مغزی نخاعی ۵۵ مورد و ۱۰ شاهد اندازهگیری شد. بعد از مقایسه متغیرها،
حساسیت و ویژگی تست با تعیین سطح زیر منحنی راک مشخص شد.
یافتهها: بیماران بین پنج ماه
تا ۱۳سال (میانگین ۸۴/۳±۴۳/۳ سال) بودند. آنتیبادی
بیماران بالاتر از گروه شاهد بود و همخوانی ضعیفی بین بیماران و شاهد وجود داشت (۲۶/۰±۰۸/۰ در
برابر ۰۰۱/۰±۰۰۱/۰،
۰۲/۰p=). در منطقه زیر منحنی ROC
معادل ۸۷/۰ (۹۶/۰-۷۸/۰، %۹۵
CI) (۰۰۰۱/۰p<) و Cut off آنتیبادی
۰۰۲۵/۰ با حساسیت ۷۳%، ویژگی ۹۰%، ارزش اخباریمثبت ۱۰۰% و ارزش اخباریمنفی ۸/۲۸%
بود. کمترین سطح آنتیبادی در مننژیت آسپتیک و بالاترین در گیلن باره
و علایم نورولوژیک فکال بود.
نتیجهگیری: مقادیر اندک (۰۰۲۵/۰) آنتیبادی
اختصاصی مایکوپلاسما در مایع مغزی نخاعی کودکان تشخیصی است. این تست در کودکان تبدار
با علایم عصبیحساسیت ۷۳% و ویژگی ۹۰% و ارزش اخباریمثبت بالا (۱۰۰%) اما ارزش
اخباریمنفی پایین (۸/۲۸%) دارد. مایکوپلاسما یکی از
موارد نادر مننژیت آسپتیک کودکان است. وجود DNA مایکوپلاسما در مایع نخاع شایع نبوده (۲%)، اما در موارد مشکوک
افزودن این تست به اندازهگیری آنتیبادی در مایع نخاع کمککننده است.
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، فریده ابراهیمی تاج، زهرا حججی، آذردخت طباطبایی،
دوره ۶۸، شماره ۸ - ( آبان ۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف : استرپتوکک پنومونیه از علل شایع عفونت تنفسی است. عفونتهای تنفسی فوقانی در کودکان به ندرت توام با باکتریمی است. هدف این مطالعه جستجوی عفونت پنوموککی در کودکان مبتلا به عفونت تنفسی فوقانی با روش تعیین آنتیژن ادراری پنوموکک و آنتیبادی سرمی پنومولیزین (علاوه بر روش معمول کشت) است. روش بررسی: در مطالعه مقطعی/ مورد- شاهدی ۱۳۳ بیمار مبتلا به عفونتهای تنفسی فوقانی(اوتیت، سینوزیت، آدنوییدیت، تراکییت) در درمانگاه و بخشهای کودکان و گوش و حلق و بینی بیمارستان رسولاکرم (۱۳۸۸-۱۳۸۶) مطالعه شدند. بیماران مبتلا به عفونتهای بیمارستانی حذف گردیدند. ۶۰ بیمار با روش کشت و آنتیژن ادراری پنوموکک (بیناکس) پیگیری شدند. میزان آنتیبادی بر علیه پنومولیزین در سرم ۴۵ بیمار و ۶۶ کنترل سالم با روش الیزا اندازهگیری و مقایسه شد. یافتهها: از ۶۰ بیمار چهار نفر (۶/۶%) کشت مثبت پنوموکک و یا هموفیلوس داشتند. آنتیژن ادراری پنوموکک مثبت در (۶۰/۳۰)۵۰% در مقایسه با (۴/۶۶ نفر)۶% در گروه کنترل بود (۰۱/۰ p= ) . سطح کاتآف برای پنومولیزین، pg/ml ۵۲۵ سطح زیر منحنی برای آنتیبادی پنومولیزین سرمی (۹۷/۰-۸۶/۰=۹۵% CI ، ۹۲۳/۰) (۰۰۰۱/۰ p< ). میانگین سطح پنومولیزین بین بیماران (۹۸۰) ۴۴۱ + ۹۸۲ و گروه کنترل سالم (۵۲۵) ۴۲ + ۵۲۵ متفاوت بود (۰۰۰۱/۰ p< ) ، سطح پنومولیزین pg/ml ۵۲۵ حساسیت ۸۷% و ویژگی ۸۲% در افتراق دو گروه داشت. نتیجهگیری: سطح آنتیبادی اختصاصی پنومولیزین در بیماران مبتلا به عفونتهای تنفسی غیر بیمارستانی با مقادیر ناچیز pg/ml ۵۲۵ حساسیت (۸۷%) و ویژگی (۸۲%) مناسبی جهت تشخیص و افتراق عفونت پنوموککی بین بیماران و گروه کنترل سالم داشته و قویا به نفع عفونت پنوموککی است. مشروط به اینکه به روش استاندارد طلایی (کشت) و نیز تعیین آنتیژن پنوموککی در ادرار افزوده گردد.
عباس محققی، مهرناز محبی، داریوش کمال هدایت، عبدالحسین طباطبایی، نرگس ناصری،
دوره ۶۹، شماره ۶ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه و هدف: شدت یافتههای
آنژیوگرافی در بیماری عروق کرونری در سیر پیشرفت و پیشآگهی بیماری مهم است و
امروزه معیار Gensini به طور وسیعی برای مشخص کردن بیماریهای قلبی و عروقی استفاده میشود.
با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی و عروقی توجه به گزارش یافتههای
آنژیوگرافی میتواند در تشخیص شدت بیماریهای عروقی کرونر نقش مهمی داشته باشد. هدف
این مطالعه ارزیابی همراهی نمرهدهی جنسینی با ریسک فاکتورهای قلبی در بیمارانی که
مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند میباشد.
روش
بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی و به شکل گذشتهنگر طراحی شد. نمونهگیری به
روش آسان، شامل ۴۹۵ بیمار از مراجعه کنندگان به بخش آنژیوگرافی بیمارستان شریعتی
از شهریور ۸۸ تا شهریور ۸۹ بود که دارای معیار ورود به مطالعه، داشتن اندیکاسیون
لازم برای آنژیوگرافی عروق کرونر بود. اطلاعات بیماران وارد پرسشنامه که شامل نام
و سن و سابقه وجود دیابت فشارخون LDL, HDL، لیپوپروتیین بالا بود ثبت شد.
یافتهها: جمعیت شامل ۲۴۹ مرد با میانگین سن ۳/۱۰±۱/۵۸ سال بود که
همراهی مثبت بین نمره بالای Gensini و دیابت، استعمال سیگار، HDL پایین و
سن و جنس دیده شد. از مجموع ۴۹۵ بیمار ۲۴۹ نفر (۳/۵۰) درصد مرد و ۲۴۵ نفر (۵/۴۹)
درصد زن بودند. میانگین سن ۳۴۱/۱۰±۱۰/۵۸ بود که دامنه آن از (۸۶–۲۶)
سال بود. میانگین TG ۷۰±۰۸/۱۳۶
بود که دامنه آن از (۵۶۴–۱۲۳) mg/dl بود. میانگین HDL ۱۳±۲۲/۵۰
بود که دامنه آن از (۱۰۹–۲۳) mg/dl بود. میانگین LDL ۳۱±۰۶/۸۰
بود که دامنه آن از (۱۸۹–۱۱۳) mg/dl بود.
نتیجهگیری: در
بیمارانی که مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند معیار نمرهدهی
جنسینی ارزش قابل قبولی در همراهی با ریسک فاکتورهای قلبی دارد.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرابی، ثمیله نوربخش، محمود خطیب، شیما جوادی نیا،
دوره ۶۹، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه و هدف: مطالعات زیادی در مورد
نقش سیستم ایمنی بهعنوان زمینهساز ایجاد پولیپ بینی در دست اجرا است. بهمنظور
بررسی عملکرد احتمالی سلولهای Th۱ (T-Helper ۱) و Th۲ (T-Helper ۲) در تشدید
بیماری و یا القا با زمینه آلرژی و بیماران پولیپوز در این مطالعه ژنهای سایتوکینی
دخیل در دو گروه مبتلا به پولیپ بینی آلرژیک و غیر آلرژیک بررسی شد.
روش بررسی: ۷۵ بیمار مبتلا به پولیپ بینی با
میانگین سنی بیماران ۳۸ سال (از ۱۸ تا ۸۱ سال) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. از این
بیماران تست غلظت تام IgE (Immunoglobin E) سرم و IgE اختصاصی سرم و تست جلدی جهت تایید دو گروه آلرژیک (۳۸ نفر) و غیر
آلرژیک (۳۷ نفر) انجام شد. بهمنظور ارزیابی همبستگی احتمالی واکنشهای آلرژیک در
مجاری تنفسی فوفانی و پولیپ بینی بروز این ژنها با روش Reverse
Transcriptase-Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) بررسی گردید.
یافتهها: فراوانی بروز ژنهای سایتوکینهای اینترفرون گاما (۵/۳۹%
در مقابل ۲/۱۶%، ۳۰/۰P=) و اینترلوکین ۴ (۷/۴۴% در مقابل ۹/۱۸%، ۰۲/۰P=) در بیماران
آلرژیک بیشتر از غیر آلرژیک مشاهده گردید. بروز ژن سایتوکینهای اینترلوکین-۱۰،
اینترلوکین-۱۲ فراکسیونهای P۴۰ و P۳۵ بین دو گروه اختلاف معنیدار آماری نداشت.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که عدم
تعادل بین سلولهای Th۱ و Th۲ نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی پولیپ بینی دارد.
بنابراین اگرچه پولیپ بینی یک بیماری با اتیولوژیهای مختلف است ولی التهاب مزمن
مداوم عامل اصلی در ایجاد آن محسوب میشود.
محسن صدقیپور، سید عبدالحسین طباطبایی، فرشته سدادی، داریوش کمال هدایت، فرحناز نیکدوست، حسین ساطع، بتول قربانی یکتا،
دوره ۶۹، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۰ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه و هدف: هیپرتروفی
بطن چپ Left Ventricular Hypertrophy (LVH)
یکی از مهمترین علل مرگ و میر در گیرندگان پیوند کلیه است و رگرسیون هیپرتروفی در
بطن چپ یک هدف مهم در گیرندگان پیوند کلیه میباشد. هدف پژوهش حاضر در یک مطالعه
بالینی بررسی اثرات سیرولیموس Sirolimus (SRL) و سیکلوسپورین بر LVH و مقایسه آنها میباشد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه بیماران
دریافتکننده کلیه در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سالهای ۸۹-۱۳۸۸ میباشند. بیماران
بر اساس نوع داروی ایمونوساپرسیو تجویز شده به دو گروه تقسیم شدند. گروه سیرولیموس
و سیکلوسپورین. شاخصههای اکوکاردیوگرافی و بالینی آنها در ابتدا و پس از یکسال
بررسی، ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: در مجموع ۵۵
بیمار (۳۳ نفر ۶۰% مرد و ۲۲ نفر ۴۰% زن) بررسی شدند که ۳۶ نفر آنها ۵/۶۵% در گروه
(سیکلوسپورین) و ۱۹ نفر آنها ۵/۳۴% در گروه (سیرولیموس) طبقهبندی شدند. eGFR در گروه SRL
از ۷±۷۱۳/۵۳ به ۲m۷۳/۱ml/min ۶±۰۵/۵۴ رسید،
بهعلاوه ترشح پروتیین در ادرار در گروه SRL
از ۱۰±۷/۳۵ به h۲۴/mg ۹/۷±۷/۳۳ رسید
که این اختلاف معنیدار بوده و در گروه CNI
از ۱۱±۸۶/۳۶ به ۸±۱۹/۳۶
رسید. در ارتباط با دادههای اکوکاردیوگرافی کاهش IVSD, PWD, LVMi, LVM بعد از پیگیری نسبت به حالت
پایه در گروه SRL در مقایسه با گروه شاهد معنیدار
بود (۰/۰۵>P). دادههای اکوکاردیوگرافی EF, RWT, EDD, FS گروه SRL
تفاوت معنیداری نسبت به گروه شاهد بعد از یکسال نداشت (۰/۰۵
نتیجهگیری: مطالعه حاضر اولین مطالعه در ایران با بررسی جزیی
اکوکاردیوگرافیک در مصرف SRL بهصورت مطالعه بالینی بوده که
نشاندهنده اثرات کاهنده SRL بر LVH
میباشد.
ثمیله نوربخش، مهشید طالبی طاهر، آذردخت طباطبایی،
دوره ۷۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین عوامل ایجاد کننده آرتریت سپتیک اهمیت زیادی دارد. هدف مطالعه جستجوی
آنتروتوکسین های آ، ب، سی و توکسین- ۱ شوک توکسیک استافیلوکوکی در مایع مفصلی بیماران مبتلا به آرتریت
۱۳۸۷ ) تهران - بود. روش بررسی: این مطالعه مقطعی/ تحلیلی در بخش های عفونی و ارتوپدی بیمارستان رسول ( ۸۹
۳ سال) بود. رنگ آمیزی گرم، کشت و / به روی ۶۲ بیمار (بین پنج ماه تا ۱۶ سال، میانگین سنی ۱۱ انحراف معیار ۸
تست تعیین آنت یژن های محلول باکتریال (هموفیلوس، پنوموکوک، استرپتوکوک گروه- ب و مننگوکوک) با تست
آگلوتیناسیون لاتکس و تعیین سوپر آنتی ژن های استافیلوکوک (آنزیم ایمونواسی) به روی مایع مفصلی انجام شد.
معنی دار در نظر گرفته شد. یافت هها: ۱۱ مورد کشت مثبت مایع مفصل: چهار مورد استافیلوکوک، پنج مورد P<۰/۰۵
پنوموکوک، یک مورد هموفیلوس و یک مورد کلبسیلا، رن گآمیزی گرم مثبت: ۱۰ %، تست سریع لاتکس در چهار
%۴۷ ) بیش ترین فراوانی و آنتروتوکسین نوع ) TSST-۱ ،(% مورد، تشخیص آرتریت استافیلوکوکی در هفت بیمار ( ۳۹
%۱۸ ) کم ترین بود. کشت مثبت استافیلوکوک با مثبت شدن آنتروتوکسین نوع آ ارتباط داشت اما با نوع ب و سی ) B
و توکسین- شوک توکسیک ارتباطی نداشت. نتیج هگیری: استافیلوکوک نقش برجست های در آرتریت دارد. در مایع
مفصل ۴۷ % بیماران حداقل یک نوع سوپر آنت یژن استافیلوکوکی مثبت است (حتی با کشت منفی). عدم جدا کردن
استافیلوکوک و سایر ارگانیسم های مسئول آرتریت چرکی در مایع مفصلی ممکن است ناشی از مسئله طبیعی عدم
رشد میکروب در مایع مفصل، مصرف قبلی آنتی بیوتیک و یا علل تکنیکی باشد. استفاده از رو شهای مستقیم
جستجوی آنتی ژن و یا سوپر آنتی ژن های استافیلوکوکی در درمان بیماران کمک کننده است.
مریم رزاقی آذر، فاطمه طباطبایی،
دوره ۷۰، شماره ۷ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه: سندرم جیتلمن (Gitelman syndrome) بیماری نادر، با توارث اتوزوم مغلوب است که در سنین نوجوانی با اسپاسم و کرامپ عضلانی مکرر تظاهر یافته و با آلکالوز متابولیک، هیپوکالمی، هیپوکلسیوری و هیپومنیزیمی همراه میباشد. در این سندرم، موتاسیون ژن کد کننده NCCT وجود دارد که روی کانال (Sodium-Chloride Co-Transporter, NCCT) در لوله پیچیده دور اثر میگذارد و باعث اختلال الکترولیتی میگردد.
معرفی بیمار: بیمار، پسر ۱۰ ساله با شکایت گزگز انگشتان دست و پا و صورت و چنگ شدن دستها از سه سال پیش از مراجعه به درمانگاه غدد بیمارستان حضرت علیاصغر ارجاع شد. در بررسیهای انجام شده بیمار دارای آلکالوز متابولیک، هیپوکالمی، هیپوکلسیوری، دفع بالای منیزیم ادرار با منیزیم سرم نرمال و کلسیم، فسفر و فشارخون نرمال بود.
نتیجهگیری: با توجه به علایم بالینی و آزمایشگاهی، بیمار مبتلا به سندرم جیتلمن بود و با درمان پتاسیم و منیزیم، علایم بالینی برطرف شد.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، شیما جوادینیا، یاسر قوامی،
دوره ۷۰، شماره ۷ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوک اورئوس سوپرآنتیژنهای زیادی ترشح میکند که در التهاب مخاط سینوسها و ایجاد رینوسینوزیت مزمن نقش دارند. هدف این مطالعه، بررسی وجود این سوپرآنتیژنها در بافت پولیپ بینی مبتلایان به رینوسینوزیت مزمن و مقایسه آن با گروه کنترل بود.
روش بررسی: آنالیز بافت پولیپ بینی در ۳۸ بیمار و نمونه مخاطی ۱۴ کنترل از نظر وجود سوپرآنتیژنهای اگزوتوکسین A، B، C، D و TSST۱ با روش RT-PCR و ELISA انجام شد.
یافتهها: در بررسی RT-PCR در ۲/۸۸% بیماران و ۵/۴۵% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری دارد (۰۳/۰P=). در بررسی کلی از نظر سوپرآنتیژنها با روش ELISA در ۱۰۰% بیماران و ۵/۳۵% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری داشت (۰۰۱/۰P<).
نتیجهگیری: نشان داده شد که بین سوپرآنتیژنهای استافیلوکوکی و پولیپ بینی و احتمال دخالت آنها با پاتوژنز پولیپوز بینی ارتباط وجود دارد.