۱۴ نتیجه برای عظمی
شفیعیان راد، محمد علی معظمی،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۱-۱۳۳۷ )
چکیده
عبدالرضا معینی، پروین دخت صنایعی، حسین قلی اعظمی،
دوره ۳۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۵۵ )
چکیده
استئوپتروز بیماری ارثی و نادری است که دارای اشکال فنوتیپی و ژنوتیپی متفاوتی است. این بیماری بر اثر کمبود فعالیت استئوکلاست ها بوجود می آید. بنابراین افزایش تراکم استخوانها ایجاد شده به نحوی که استخوانها به آسانی می شکند (۳) . در این مقاله ۴ بیمار مبتلا به استئوپتروز معرفی می گردند.- معرفی بیمار اول پسری هفت ساله به علت تورم فک تحتانی طرف راست به بیمارستان مراجعه نموده. ناراحتی وی از هشت روز قبل از مراجعه به بیمارستان شروع شده که دچار تب و تورم پیش رونده دردناک فک اسفل طرف راست شده و از سه روز قبل از مراجعه به بیمارستان به داخل دهان سر باز نموده و از آن چرک خارج شده .سوابق: بیمار در سه ماه قبل از مراجعه به بیمارستان دچار آبسه ناحیه سرین و در دو ماه قبل دچار آبسه پشت شده که هر دو با درمان بهبودی یافته اند.بیمار بترم رسیده متولد شده در ۵/۱ سالگی نشسته و در ۲ سالگی به راه افتاده و در ۵/۲ سالگی دندانهایش شروع به ظاهر شدن نموده و ۱۵ دندان درآورده که دندانها در اثر کوچکترین ضربه می افتادند و بقیه آنها نیز دچار کرم خوردگی گردیده اند فعلاً ۱۰ دندان کرم خورده دارد . در ۳ سالگی شروع به تکلم نموده است شنوایی و بینایی بیمار به تدریج کم شده است. پدر و مادر بیمار با هم پسر عمو و دختر عمو هستند و سالمند بیمار فعلاً دارای سه خواهر و سه برادر بیمار است در ضمن قبلاً یک خواهر داشته که از کودکی به تدریج انمیک شده و مبتلا به آبسه های متعدد در نقاط مختلف بدن شده است و در ۱۳ سالگی دچار استئومیلیت فک گشته و با وجود درمان در سال قبل از ۱۴ سالگی فوت نموده است و در رادیوگرافی اسکلت او نیز بیماری استئوپتروز مشخص گردید. (۳)به جز دو بیمار فوق در سابقه فامیلی آنها نکته قابل توجهی موجود نیست.
اسفندیار بداغی، حسین لایقی مقدم، رضا معظمی،
دوره ۳۵، شماره ۳ - ( ۲-۱۳۵۶ )
چکیده
۱۰۰ شیرخواره که به علل گوناگون در بخش های مرکزی طبی کودکان بستری شده بودند برای تشخیص باکتریوری بارز به دو روش ادرار پاکیزه گرفته شده و بزل مثانه مورد مطالعه قرار گرفتند:۴ شیرخوار در هر دو روش و ۳ نفر دیگر تنها در یک بزل مثانه ای باکتریوری بارز را نشان دادند.چنانکه از نوشته های پزشکی بر می آید برای اولین بار Hanilt on Bailey در جنگ جهانی اول یونکسیون مثانه را در ناخدایی که دچار احتباس ادرار بوده است در سه نوبت متوالی بدون بروز عارضه ای انجام داد (۱) در سال ۱۹۵۶ Guze و Beeson برای مطالعه باکتریولوژیک اقدام به پونکسیون مثانه نمودند (۲) در سال ۱۹۵۷ Manzon و همکاران مطالعه مقایسه ای (شمارش باکتری) را در نمونه های حاصل از C.C. سونداژ مثانه و B.A. انجام دادند (۲)مجرای خروجی ادرار بوسیله قسمت انتهایی آن حاوی باکتریهایی می باشند که ادرار گرفته شده به طریقه C.C. را آلوده می سازد به همین جهت است که در حال حاضر که باکتریوری جانشین پیوری در تعریف عفونت ادراری گشته است کشت ادراری را که به طریقه C.C. بدست آمده است و کمتر از ۱۰۰۰۰ باکتری دارد منفی (آلودگی) بین ده هزار و صدهزار را مشکوک و بالاخره بیش از ۱۰۰۰۰۰ را باکتریوری بارز ( (S.B.U. ) ) تلقی می نماییم. Williams, Kaitz معتقدند که یک کشت مثبت ادرار پاکیزه گرفته شده (که حاوی یک رژیم واحد باشد) بین ۸۰-۹۰ درصد و دو کشت مثبت (با رشد همزمان رژیم) در حدود ۹۵ درصد ترجمان عفونت ادراری می باشد (۲). معهذا تجربه نشان داده است عدم رعایت صحیح پاکیزگی در جمع آوری ادرار از یک سو و قرار دادن ظرف آن در حرارت معمولی برای چند ساعت پاسخهای مثبت نادرست بسیار بدست می دهد. با توجه به مطالب فوق و یادآوری مشکلات بدست آوردن نمونه ادرار پاکیزه از یک سو و تجربه گذشته که شیوع عفونت ادراری را در شیرخواران گرفتار سوء تغذیه بسیار بالا نشان داده بود (۳) بر آن شدیم تا مطالعه تطبیقی بین دو نمونه ادرار گرفته شده به طریقه C.C. و B.A. به عمل آوریم و نتایج دو روش را مقایسه کنیم.
فریدون معظمی،
دوره ۴۱، شماره ۹ - ( ۱-۱۳۶۷ )
چکیده
در این مطالعه بررسی بیماران مبتلا به آپاندیسیت حاد مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی بخش جراحی عمومی ولیعصر (عج) از نظر مشخصات کلینیکی و پاراکلینیکی یافته های جراحی و بخصوص عفونتهای زخم پس از عمل جراحی مورد نظر بوده است و با رعایت حتی الامکان جلوگیری از آلوده شدن جدار شکم و بخصوص زیر جلد و پوست به ترشحات شکمی و جدار آپاندیس و شستشوی فراوان جدار لایه به لایه پس از بستن صفاق درجه عفونت زخم جدار پس از آپاندکتومیها به حداقل می رسد.
سیدعباس بازرگان، بهرام فتح اله زاده، بهمن تبرائی، نسرین معظمی،
دوره ۵۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۷۵ )
چکیده
در این مطالعه هیپرایمیون خرگوش علیه ویبره کلرا اوگاوا توسط ویبریوکلرا اینابا و برعکس جذب گردید. با استفاده از روش رسوب با سولفات آمونیوم، گاماگلوبولینهای منواسپسیفیک (mono-specific) جذب، تخلیص و تغلیظ شدند. این آنتی بادیها به استافیلوکوک "cowan ۱ NCTC-۸۳۲۵" متصل گردیدند. با استفاده از فیکساتیوهای مختلف شیمیایی، بیشترین چسبندگی گاماگلوبولین به پروتئین A توسط پروپانل ۱ (۵۰%) به مدت ۳ ساعت انجام گرفت. این عمل بوسیله تکنیک ایمونودیفوزیون شعاعی منفرد به اثبات رسید. نمونه های سوآب رکتال به محیط بایل پیتون براث تلقیح شدند و ۵ ساعت در ۳۷ درجه سانتی گراد قرار گرفتند، سپس یک قطره از هر نمونه با یک قطره از معرف ویبریوکلرا کوآگلوتیناسیون (VBCR) مخلوط گردید و نتایج آن بعد از ۲ الی ۳ دقیقه خوانده شد و تجزیه آماری، حساسیت و ویژگی آزمایش کوآگلوتیناسیون را به ترتیب ۹۵/۱ و ۹۹/۲ درصد همراه با کنترل مثبت و منفی در مقایسه با روش کشت کلاسیک نشان داد. بنابراین از تست کوآگلوتیناسیون می توان به عنوان آزمایشی ساده، قابل دسترس و روشی سریع جهت تشخیص ویبریوکلرا O۱ در مدفوع بیماران در نواحی اندمیک و آزمایشگاهی با امکانات کم استفاده نمود.
عادل رجبی، بهرام فتح الله زاده، نسرین معظمی، اکبر میرصالحیان، فرهاد غفرانی،
دوره ۵۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۷۶ )
چکیده
از ۱۳۰ بیمار مبتلا به اختلالات دستگاه گوارش مراجعه کننده به بخش گوارش بیمارستان امام خمینی، بیوپسی معده در موقع آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی به عمل آمد و کلیه نمونه ها مورد بررسی باکتریولوژیکی قرار گرفت که از این تعداد در ۱۰۰ مورد، هلیکوباکترپیلوری ایزوله گردید، سپس پنج کشت خالص از موارد فوق را بصورت تصادفی انتخاب شد و اثر ضد باکتریایی املاح بیسموت (نیترات بیسموت، کربنات بیسموت، سیترات بیسموت و ساب سیترات بیسموت) و تاثیر سینرژیستی ساب سیترات بیسموت با تتراسایکلین و مترونیدازول به روش انتشار دیسک روی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. ضمنا به منظور کنترل روش کاری، حساسیت چهار کشت میکروبی استاندارد: استافیلوکوک اورئوس (ATCC:۲۵۹۲۳)، بروسلا ابورتوس (S-۹۹ (CSBPI-A ۱۰۳، سالمونلاتیفی (O-۹۰۱ (CSBPI-B ۱۹۶ و اشریشیاکولی (ATCC-۲۵۹۲۲) نیز سنجش گردید. در این تحقیق قطر هاله ممانعت از رشد توسط ساب سیترات بیسموت (با غلظت ۱۲۸ میکروگرم در دیسک) در محیط کشت هلیکوباکترپیلوری برابر ۲,۴±۱۵ (mean±SD) و در محیطهای کشت استاندارد فوق به ترتیب معادل ۲.۶±۱۵، ۳.۱±۲۰ و ۲.۵±۱۴ میلی لیتر محاسبه گردید. در حالیکه اشریشیاکلی هیچگونه حساسیتی نسبت به املاح بیسموت از خود نشان نداد. به علاوه، قطر هاله ایجاد شده توسط تتراسایکلین (با غلظت ۳۰ میکروگرم در دیسک) در محیط کشت هلیکوباکترپیلوری ۳۰±۲.۶ و در محیط های کشت استاندارد به ترتیب ۲.۴±۳۰، ۲.۹±۴۰، ۲.۳±۲۵ و ۲.۸±۲۱ بود. همچنین قطر هاله ایجاد شده توسط مترونیدازول (با غلظت ۲۰۰ میکروگرم در دیسک) در محیط کشت هلیکوباکترپیلوری برابر ۱±۴ و در محیط کشت سوشهای استاندارد به ترتیب ۱.۲±۳، ۲.۴±۸ و ۱.۳۸±۳ بود و اشریشیاکلی نیز مقاوم گزارش گردید. املاح دیگر بیسموت که در بالا ذکر شد، هیچگونه اثر ضد باکتریایی از خود نشان ندادند. در آزمایشات دیگری که اثر سینرژیستی ساب سیترات بیسموت با تتراسایکلین و مترونیدازول (به میزان چهار قسمت ساب سیترات بیسموت، یک قسمت تتراسایکلین و شش قسمت مترونیدازول) با غلظت ۳۵۹ میکروگرم مورد بررسی قرار گرفت. هاله ممانعت در محیط کشت هلیکوباکترپیلوری برابر ۳±۴۰ و علیه سوشهای شاهد به ترتیب ۲.۲±۴۲، ۲.۱±۴۵، ۲.۶±۳۵ و ۲.۳±۲۷ محاسبه گردید. بنابراین ارزیابی یافته های فوق نشان می دهد که از بین املاح بیسموت، ساب سیترات بیسموت نه تنها اثر ضد باکتریایی قابل توجهی از خود نشان می دهد، بلکه چنانچه همراه تتراسایکلین و مترونیدازول مصرف گردد، فعالیت ضدباکتریایی بسیار موثرتری علیه هلیکوباکترپیلوری و درمان اولسرهای پپتیک خواهد داشت.
بهرام فتح الله زاده، بهمن تبرائی، عادل رجبی، هادی غفرانی، اکبر میرصالحیان، نسرین معظمی،
دوره ۵۶، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۷۷ )
چکیده
از ۲۳۰ بیمار مبتلا به اختلالات گوارشی مراجعه کننده به بخش گاستروآنترولوژی بیمارستان امام خمینی، بیوپسی به عمل آمده و کلیه نمونه ها مورد بررسی باکتریولوژیک قرار گرفتند. از این تعداد بیمار ۲۰۰ مورد هلیکوباکترپیلوری جدا گردید. ۱۰۰ نفر از این بیماران بوسیله ساب سیترات بیسموت توام با تتراسیکلین و مترونیدازول به مدت دو هفته تحت درمان قرار گرفتند. ۱۰۰ بیمار دیگر بوسیله رانیتیدین به همراه آموکسی سیلین معالجه گردیدند. کلیه بیماران، یک ماه پس از دوره درمان، مجددا مورد بررسی اندوسکوپیک نتیجه درمان قرار گرفتند و جهت بررسیهای باکتریولوژیک، نمونه بیوپسی تهیه و به آزمایشگاه ارسال گردید. نمونه ها در آزمایشگاه از نظر وجود هلیکوباکترپیلوری مورد آزمایش قرار داده شدند. به همین ترتیب در دو نوبت دیگر، یعنی ۶ ماه و ۱۲ ماه پس از معالجه، بیماران از نظر وجود باکتری و عود بیماری بررسی گردیدند. در گروه اول پس از درمان کامل، در ۷۹ نفر از ۸۸ بیمار کنترل شده، باکتری ریشه کن شده و در ۹ نفر باکتری کماکان وجود داشت. در گروه دوم (بیمارانی که بوسیله داروهای غیربیسموت معالجه گردیدند) در ۲۱ نفر از ۸۸ بیمار کنترل شده، باکتری ریشه کن شده و ۶۷ نفر از آنان همچنان حامل باکتری بودند. نتایج حاصله از این بررسی تا یک سال ثابت مانده و هیچگونه تغییری مشاهده نگردید. به هر حال، در افرادی که باکتری در آنها ریشه کن شده، زخم دوازدهه نیز بهبود یافت.
کوروش شمیمی، علی امینیان، فریدون معظمی، مهدی جلالی،
دوره ۶۴، شماره ۱۲ - ( ۸-۱۳۸۵ )
چکیده
سندرم کمپارتمان شکمی ناشی از افزایش حاد و پیشرونده فشار داخل شکمی است که بر ارگانهای حیاتی اثر سوء دارد. این مطالعه به بررسی میزان بروز، سیر بالینی و عوامل مستعدکننده هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران جراحی در بخش مراقبتهای ویژه میپردازد.
روش بررسی: فشار مثانه در بیماران با مشکلات شکمی که در طول یکسال در بخش مراقبتهای ویژه بستری گردیدند، اندازهگیری شد. فشار مثانه بیش ازcm H۲O ۲۰ بعنوان هیپرتانسیون داخل شکمی در نظر گرفته شد. در صورتیکه این افزایش فشار همراه با اختلال عملکرد ارگانهای مختلف از جمله حجم ادرار کمتر ازml/kg/h ۵/۰، فشار اوج راه هوایی بیش ازcm H۲O ۵۰ و یا ضریب هوروویتز کمتر از ۱۵۰ تور بود، تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی مطرح میگردید. اطلاعات تمام بیماران با هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی جمعآوری شد.
یافتهها: ۳۵۳ بیمار شامل ۱۶۵ بیمار لاپاراتومی الکتیو و ۱۸۸ بیمار اورژانس شکمی (و ترومایی) بررسی شدند. میزان بروز هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی ۲ و۱ درصد بود. میانگین فشار داخل شکمی در این هفت بیمارcm H۲O ۸/۲۹ بود. هیچ موردی از افزایش فشار داخل شکمی پس از لاپاراتومیالکتیو (۱۶۵) و همچنین پس از بستن موقتی شکم در بیماران اورژانسی مشاهده نشد. نمره آپاچی II، فشار اوج راه هوایی و کمبود باز در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی به طرز معنیداری بالا بود. هیچ یک از سه بیمار مبتلا به سندرم کمپارتمان شکمی تحت لاپاراتومی دکامپرسیو قرار نگرفتند. میزان مرگ و میر در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی (۸۵%)، بصورت معنیداری بیش از کل جمعیت مورد مطالعه بود.
نتیجهگیری: بدلیل میزان بروز کم، اندازهگیری روتین فشار داخل شکمی فقط در بیماران پرخطر توصیه میگردد. بستن موقتی جدار شکم میتواند از ایجاد هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران پرخطر پیشگیری کند. میزان بالای مرگ و میر در بیماران با فشار داخل شکمی افزایش یافته، دیده میشود. جراحان باید با جنبههای مختلف هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی بخصوص با لاپاراتومی دکامپرسیو زودرس آشنا باشند.
حمید قادری، کورش شمیمی، فریدون معظمی، سیدحسن امامی رضوی، علی امینیان، سید مهدی جلالی، رضا افغانی، مرتضی نوع پرست، سید حبیب اله دشتی، سعید صفری، علیرضا احمدوند، سیده عادله میرجعفری دریاسری، فاطمه السادات نعیمی،
دوره ۶۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه
و هدف: با توجه به شیوع آپاندیسیت در دومین و سومین دهه عمر،
زخم آن از نظر مسائل زیبایی حائز اهمیت میباشد، اسکار بعد از جراحی عامل مهمی جهت
رضایت بعد از عمل بیماران میباشد از طرفی آموزش قدیمی در مورد بستن زخمهای
آپاندیسیت تاکیدی بر بستن زخمها بهروش مجزا (Separate) دارد.
روش
بررسی: از فروردین ۱۳۸۶ الی فروردین ۱۳۸۷ از ۳۲۱ بیمار
مراجعهکننده به اورژانس جراحی بیمارستان امام خمینی (ره) تهران که کاندید جراحی آپاندکتومی بودند، ۲۷۸
(۶/۸۶%) بیمار دارای آپاندیسیت بدون عارضه بودند که به یک
کارآزمایی بالینی وارد شدند. همه بیماران بهروش مشابهی تحت بیهوشی و جراحی قرار
گرفتند و تصادفی در دو گروه بستن زخم بهروش بخیههای Interrupted ۱۳۹n= و بستن زخم بهروش بخیه سابکوتیکولر Subcuticular ۱۳۹n= قرار گرفتند. بیماران بهمدت چهار
هفته از نظر وجود علایم عفونت و وجود ترشح چرکی از محل زخم، وجود درد در محل زخم،
وجود گرمی در محل عمل، وجود تورم یا اریتم در محل تحت پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بین میانگین سن و جنس در بیماران دو گروه اختلاف معنیداری
مشاهده نشد. بین فراوانی بروز عوارض محل زخم نیز در بین دو گروه اختلاف معنیداری
وجود نداشت. پنج مورد در گروه بخیههای interrupted و هشت مورد در گروه
بخیه subcuticular،.
نتیجهگیری: بستن
زخم بهروش subcuticular شانس عوارض زخم را افزایش نمیدهد
و با توجه به نتایج زیبایی بهتر بخیههای subcuticular، بهنظر میرسد این روش در ترمیم زخم
آپاندکتومی بدون عارضه روش ارجح میباشد.
زهرا اطاعتی، راضیه معظمی گودرزی، فرشته کلهری، سید علیرضا سبحانی، مهرداد صولتی، آذین علوی، سعید حسینی تشنیزی، نادره نادری،
دوره ۷۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
Gestational زمینه و هدف: دیابت شیرین شامل گروهی از اختلالات متابولیک شایع ازجمله دیابت حاملگی
است که وجه اشتراک آ نها در فنوتیپ هیپرگلیسمی م یباشد. در سال های اخیر جهت Diabetes Mellitus (GDM)
یافتن اتیولوژی دیابت حاملگی مطالعات جدیدی انجام شده است که فعالیت مزمن سیستم ایمنی در مقابله با
عفونت ها (و نه خود ایمنی) را از مه مترین عوامل تغییر متابولیسم بدن و عامل ایجاد دیابت حاملگی می دانند. این
مطالعه با هدف یافتن پاسخ به تعدادی از مجهولات موجود در ارتباط سیستم ایمنی و دیابت حاملگی به مقایسه
و آنتی بادی های مربوط به هر زیرگروه در افراد Th۱/Th۲ (T helper۱/T helper سطوح سایتوکین های زیرگروه های ( ۲
و زنان باردار سالم پرداخته است. روش بررسی: Gestational Diabetes Mellitus (GDM) مبتلا به دیابت حاملگی
این مطالعه، مطالعه ای مقطعی بود که بر روی ۹۰ زن در محدوده سنی باروری در دو گروه مورد شامل ۴۵ زن مبتلا
به دیابت حاملگی و گروه شاهد شامل ۴۵ زن باردار سالم انجام شد. فاکتورهای ایمونولوژیک شامل اینترفرون گاما
و IgG۳ ،IgG۲ ،IgG۱ ،IgE و آنتی بادی های TGF فاکتور رشد ،IL- اینترلوکین دوازده ۱۲ ،IL- اینترلوکین ده ۱۰ ،IFNγ
اندازه گیری و داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافت هها: در میان ۹۰ زن مورد مطالعه میانگین سنی IgG۴
،IL-۱۰) Th ۲۷ به دست آمد. سطوح سایتوکین های سرمی وابسته به زیرگرو ههای ۱ / ۳۲ و بارداران سالم ۹ / بیماران ۵
بین گروه شاهد و مورد تفاوت (IgG و ۴ IgG۳ ،IgG۲ ،IgG۱ ،IgE) و آنتی بادی های مربوطه (IFNγ ،TGFβ ،IL-۱۲
و آنتی بادی های مربوط به هر Th۱/Th نتیج هگیری: تغییر بالانس سایتوکین ها ۲ .(P>۰/ معنی داری وجود نداشت ( ۰۵
نقش ندارد و به عنوان اندیکاتور تشخیصی بیماری کاربرد ندارد.
ایرج راگردی کاشانی، محمد انصاری، کبری مهران نیا، کسری معظمی، صفورا ورداسبی جویباری،
دوره ۷۱، شماره ۸ - ( آبان ۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: برخی مطالعات در زمینه تولیدمثل از تاثیر مثبت عصاره مرزنجوش بهعنوان مکمل غذایی در کاهش مرگ و میر و بهبود باروری گزارش دادهاند. در مقابل برخی مطالعات عنوان کردهاند که میتوان از عصاره مرزنجوش جهت القاء سقط جنین استفاده کرد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر دوزهای مختلف عصاره مرزنجوش بر زنده مانی و ناهنجاریهای ماکروسکوپیک در جنین موش سوری بود.
روش بررسی: در این مطالعه ۲۴ سر موش Balb/c ماده با وزن تقریبی ۳۰-۲۵ گرم به چهار گروه تقسیم شدند. عصاره مرزنجوش تهیه و با غلظتهای متفاوت (۵/۲، ۵/۱۲و ۲۵ میلیگرم در آب مقطر) در حد فاصل روز شش تا روز ۱۵ بارداری از طریق گاواژ دریافت کردند. شش موش بهعنوان گروه کنترل فقط آب مقطر دریافت کردند. در روز ۱۶ بارداری موشهای مورد مطالعه به وسیله کلروفرم بیهوش و جنینها از رحم خارج گردیده و با استفاده از رنگآمیزی Alcian Blue، Alizarin Red S و پرتودهی میکروویو، ناهنجاریهای مورفولوژیک و اسکلتی آنها مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که دوز بالای عصاره مرزنجوش سبب کاهش معنادار میانگین تعداد جنینها (۰۵/۰
نتیجهگیری: احتمال دارد دوز بالای عصاره مرزنجوش سبب سقط و ناهنجاری در جنین مادران دریافتکننده آن گردد.
سید علیرضا طلائی، ابوالفضل اعظمی، الهام مهدوی، محمود سلامی،
دوره ۷۳، شماره ۳ - ( خرداد ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: طی دوره بحرانی تکامل مغز، پیامهای محیطی نقش مهمی در بلوغ مدارهای عصبی دارند. نشان داده شده است که تغییر در پیامهای بینایی در این دوره باعث ایجاد تغییر در ساختمان و عملکرد گیرندههای گلوتامات در قشر بینایی میشود. بخشی از پیامهای بینایی پس از پردازش در قشر به هیپوکامپ رسیده و در تولید حافظه نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز بر بیان زیرواحدهای گیرنده α-amino-۳-hydroxy-۵-methyl-۴-isoxazolepropionic acid (AMPA) در هیپوکامپ موش صحرایی بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در زمستان ۱۳۹۲ در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی کاشان بر روی ۳۶ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار که از بدو تولد یا در سیکل ۱۲-۱۲ روشنایی تاریکی (LR) و یا در تاریکی کامل (DR) پرورش یافته بودند، انجام شد. بیان mRNA مربوط به زیرواحدهای GluR۱ و GluR۲ در هیپوکامپ با روش Reverse transcription polymerase chain reaction (RT-PCR) و بیان پروتیین زیرواحدهای گفتهشده با روش وسترنبلات در سنین دو، چهار و شش هفتگی هر دو گروه از حیوانات بررسی شد. دادهها پس از کمیسازی با آنالیز واریانس یکسویه مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: بیان نسبی زیرواحد GluR۱ در هیپوکامپ موشهای گروه ۶WLR در مقایسه با گروه ۲WLR بهمیزان ۲۴% کاهش داشت (۰۰۴/۰P=) و بیان نسبی زیرواحد GluR۲ بهمیزان ۱۹۰% افزایش داشت (۰۰۰۱/۰P<). محرومیت از بینایی باعث افزایش بیان هر دو زیرواحد در هیپوکامپ موشهای گروه ۶WDR نسبت به ۲WDR بهمیزان ۲۰% گردید (۰۱/۰P=).
نتیجهگیری: محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز طی یک روند وابسته به سن باعث ایجاد تغییر در بیان نسبی و نیز چینش هر دو زیرواحد گیرنده AMPA در هیپوکامپ موش صحرایی میشود.
محمد رضا عربی، سیمین نجف قلیان، مرتضی غریبی، فاطمه رفیعی، مهران اعظمی، مجتبی احمدلو،
دوره ۷۹، شماره ۶ - ( شهریور ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم کمپارتمان حاد، عارضه ناتوانکننده تروما به اندام میباشد. تشخیص زودهنگام آن، ما را در درمان و پیشگیری از عوارض یاری خواهد کرد.
روش بررسی: در این طرح تحلیلی-مقطعی، کلیه بیماران تروما به اندام مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان ولیعصر و امیرالمومنین اراک در بازه زمانی مهر ۱۳۹۷ تا فروردین ۱۳۹۸، در صورتیکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، ارزیابی شدند. دادهها پس از معاینه، ثبت علایم حیاتی، تعیین فشار داخل کمپارتمان با تکنیک سوزنی و اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز، با SPSS software, version ۲۱ (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه ۷۰ بیمار شامل ۶۵ نفر مرد (۱/۹۳%) و پنج نفر زن (۹/۶%) بررسی شدند. بین فشار داخل کمپارتمان و آنزیم کراتین فسفوکیناز ارتباط معناداری وجود دارد و هرچه فشار داخل کمپارتمان بیشتر شود سطح کراتین فسفوکیناز بیشتر میشود. همچنین، فشار داخل کمپارتمان با رنگ پریدگی، ادم، عدم نبض اندام و فشار دیاستولیک بیمار ارتباط معنادار دارد و با درد، بیحسی، ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک ارتباطی وجود ندارد. کراتین فسفو کیناز با ادم و عدم نبض اندام ارتباط معناداری دارد و با درد، رنگ پریدگی، بیحسی و ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک و دیاستولیک ارتباط معناداری ندارد.
نتیجهگیری: برای تشخیص سندرم کمپارتمان میتوانیم از اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز به جای فشار داخل کمپارتمان استفاده کنیم و از آسیب غیرقابل جبران اندام جلوگیری کنیم.
اسرا مرادخانی، مبین عظمی، معصومه عابدینی،
دوره ۸۰، شماره ۱۲ - ( اسفند ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: ابتلا به کووید ۱۹ در برخی از بیماران منجر به طوفان سایتوکینی و بروز لنفوهیستیوسیتوزیس هموفاگوسیتیک (HLH) ثانویه به این عامل ویروسی میشود. HLH بیماری نادر و تهاجمی در کودکان است که با مرگومیر بالا همراه است. هدف از این گزارش، معرفی شیرخوار ۱۴ ماهه مبتلا به کووید ۱۹ با تشخیص HLH میباشد.
معرفی بیمار: بیمار شیرخوار ۱۴ ماهه مبتلا به کووید ۱۹، در آبان ۱۳۹۹ با تب مزمن، ضعف و بیحالی، در بیمارستان سنندج بستری سپس بهدلیل تب مقاوم و افزایش آنزیمهای کبدی به مرکز ثانویه اعزام و دچار لکوسیتوز و هپاتواسپلنومگالی شد. طی بررسیها، تشخیص HLH مطرح شد و تحت درمان با آنتیبیوتیک، IVIG، دگزامتازون و پنتوپرازول قرار گرفت. پس از آن تب کاهش یافت، سپس پردنیزولون خوراکی تجویز و پیگیری مجدد توصیه شد. با حال عمومی خوب ترخیص گردید.
نتیجهگیری: باتوجه به پاندمی کنونی و ارتباط آن با HLH، بررسی معیارهای مربوطه جهت تشخیص و درمان به موقع باید مدنظر قرار گرفته شود تا از عوارض احتمالی ناشی از آن جلوگیری نمود.